به‌خاطر تلاش‌هاي اين افراد هوادار پاپ‌هاي رم و پشتيباني فرانسويان برجسته‌اي مانند الي‌، ژارسن و كلمانژ يعني هواداران پاپ‌هاي آوينيون بود، كه سرانجام‌، فكر تشكيل شورا تحقق يافت‌ و جدايي از ميان رفت‌، ولي افسوس‌! نه پيش از آن‌كه خرابي علاج‌ناپذير پيش بيايد.

7. بوهميا

همان نسيم آزادي كه در انگلستان وزيده بود، بر بوهميا هم وزيد. درست است كه برخي‌ بوهميان تحت تأثير كتاب‌هاي ويكليفي قرار گرفتند، ولي اين تأثير تنها بدان سبب بود كه در وضع فكري مشابهي بودند، يعني درست مانند هم‌كيشان انگليسي خود آماده‌ٴ جنبش و واكنش بودند. بدين‌سان‌، آرمان‌هايي كه در انگلستان جوانه زده بود، در بوهميا گل كرد و در آلمان ميوه داد.
كنراد والدهاوزر عقايد تازه‌اي را با احتياط در كليساي تين‌، در پراگ‌، و سپس ميليچ كرِمْزيِري‌، ماتياس يانووي و توماس اشتيتني با جسارتي بيشتر تبليغ مي‌كردند. ماتياس گاهي و توماس‌ هميشه از زبان چك استفاده مي‌كردند؛ بدين‌ترتيب بهتر مي‌توانستند در دل‌هاي بوهميان اثر كنند و تلاش‌هايشان به‌همان اندازه براي پيشواياني كه مي‌خواستند توده‌ٴ پيروانشان هرچه بيشتر چشم و گوش بسته بمانند، زيان‌آور بود. مي‌توان دريافت كه توماس اصلاً انقلابي نبود، بلكه‌ عارفي آرام بود كه افكار اوگوستين‌، بناونتورا و معاصر خودش بريگيتا را به توده‌ٴ مردم مي‌رساند.
همه‌ٴ اينان افراد شريفي بودند و تأثيرشان در جهت مثبت بود و تعقيب و آزار كليسا موجب‌ گزندگيشان نشد. آنها هم مانند ويكليف پيشگامان يان هوس بودند كه در سال 1415، شهيد راه‌ عقيده‌اش شد. بدين‌سان‌، زمينه براي جنگ‌هاي هوسيان و مصائب فراوان آماده مي‌شد؛ اصلاح‌ ديني يك گام نزديك‌تر شده بود و اجتناب‌ناپذير.

8 . سوئد

تفاوت اوضاع ديني ميان بوهميا و سوئد زياد است‌. در بوهميا كاهلي و فقدان حساسيت در هر دو طرف ارواح جسور را به عصيان واداشته بود؛ در سوئد صلح خلل‌ناپذير باقي ماند. بهترين راه‌ نشان دادن وضع جلب توجه خواننده از پراگ به وادستناي سوئد است كه در ساحل درياچه‌ٴ وترن‌ قرار دارد. نويسنده سعادت آن را داشته است كه ساعات كوتاه ولي خوشي را در آن‌جا، سپري كند (ايسيس‌، ش 23، ص 450 ـ 452). رهبر ديني سوئد زني بود به نام سانتا بريگيتا و فرقه‌ٴ تازه‌اي‌ كه او تأسيس كرد، يعني فرقه‌ٴ بريگيتيان در وادستنا به‌وجود آمد (1342). بريگيتا هم مانند معاصرش سانتا كاتريناي سي‌ينايي در مباحثات كليسايي عصر خويش شركت جست‌، از سال‌ 1349، بيشتر در رم به سر برد و در سال 1373، در آن‌جا درگذشت‌. ولي اوربانوس پنجم را به‌